فصل پنجم‌


عصر افلاطون‌
(نيمهٴ اول سدهٴ چهارم ق م‌)

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ چهارم ق م ب‌. افلاطون و آكادمي‌. ج‌. رياضيات يوناني‌. د. نجوم يوناني‌. ه. فيزيك‌ و فن‌آوري يوناني‌. و. پيش‌رفت فنون پزشكي در يونان و چين‌. ز. تاريخ‌شناسي و جامعه‌شناسي يوناني‌. ح‌. زبان‌شناسي‌ سانسكريت‌.

الف‌. نظري به علم در نيمهٴ اول سدهٴ چهارم ق م

1. ديديم كه مهم‌ترين كار علمي سدهٴ پنجم‌، در اثناي نيمهٴ اخير آن انجام گرفت‌. در نتيجه‌، اواسط آن قرن را بايد مرز بسيار مهمي در تاريخ تمدن بدانيم‌. اگر از من بپرسند كه در چه زماني‌ فعاليت علمي مهم‌تري به تجلي آغاز كرد و كاملاً جدي‌تر و همگاني‌تر شد، مي‌توانم پاسخ دهم‌ كه در حوالي سال 450 ق م‌.
در اثناي سدهٴ چهارم اين فعاليت علمي تقريباً در همهٴ جهات فزوني يافت‌، و بار ديگر در نيمهٴ دوم آن به‌طور بارزي بيشتر شد. در طول آن قرن چنان كارهايي صورت گرفت كه مناسب‌تر ديدم گزارش خود را به دو قسمت كنم‌. شرايط براي چنين تقسيمي مساعد بود، زيرا هر نيمه‌اي از قرن تحت تسلط يك شخصيت برجسته بود، نيمهٴ اول به وسيلهٴ افلاطون‌، و نيمهٴ دوم به وسيلهٴ ارسطو.

2. افلاطون (428 تا 348) و آكادمي (حدود 388 ق م تا 529 م‌) -- نبوغ سقراط در افلاطون‌ احيا شد، در حالي كه بر اثر معلومات چشم‌گيري غني‌تر شده بود، وبا همهٴ شيريني و فريبندگي‌ ادبيات تلطيف يافته بود. آموزش علمي افلاطون بيشتر رياضي بود، و از اين رو، طبعاً فلسفه‌اش‌ بيشتر از آنچه تجربي باشد، فلسفهٴ رياضي بود. اين فلسفه بر مردم همهٴ اعصار تأثير چشم‌گيري‌ اعمال كرد و افسون آن را حتي امروز هم به سختي مي‌توان زايل ساخت‌.
افلاطون قديم‌ترين مدرسهٴ فلسفي بزرگ را در باغي به نام آكادميا، در نزديكي آتن تأسيس‌